السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
160
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
البارى ( واجب الوجود دوم ) يكى از مفاهيم ذهنى ماست و نه تنها ممكن الوجود است بلكه بالفعل موجود مىباشد . پس شريك البارى هم ممتنع الوجود است و هم ممتنع الوجود نيست . و اين ، اجتماع نقيضان است و محال مىباشد . پاسخ : شريك البارى به حمل اوّلى شريك بارى است و از اين جهت ، بر آن حكم مىشود كه ممتنع الوجود است ، امّا اين مفهوم ، خودش مصداق خودش نبوده و به حمل شايع شريك البارى نيست ، بلكه يك مفهوم ذهنى است كه چون ديگر مفاهيم ، مخلوق و آفريدهء خداوند است نه شريك او . به بيان ديگر ممتنع الوجود بودن ، حكم مصداق شريك البارى است و وقتى مىگوييم : شريك البارى ممتنع الوجود است ، اين مفهوم ذهنى را آينه براى انعكاس مصاديقش قرار داده و حكمى را براى آن مصاديق ذكر كردهايم و چون مفهوم شريك البارى خودش مصداق خودش نيست ، احكام مصاديق خودش را نيز ندارد . به ديگر سخن : شريك البارى در ذهن ما دو جنبه دارد ، يكى جنبهء مفهومى ( يعنى جنبهء حكايت و ارائه ) و ديگر جنبهء مصداقى ( يعنى آنچه به عنوان شيئى از اشيا خودش هست ) . به لحاظ اول ، يعنى آنچه نشان مىدهد و حكايت مىكند ، ممتنع الوجود است و به لحاظ دوم ، يعنى آنچه كه خودش هست ، ممكن و مخلوق خداوند مىباشد . پس تناقضى در كار نيست . شبههء سوم و پاسخ آن شبهه : ما اشيا را تقسيم مىكنيم به ثابت در ذهن و غير ثابت در ذهن و مىگوييم : شىء يا در ذهن موجود است و يا در ذهن غير موجود است . اين يك تقسيمى است در كنار ساير تقسيمات . يعنى همانطور كه اشيا را به مجرد و مادى ، علت و معلول ، بالفعل و بالقوه تقسيم مىكنيم ، آنها را به ثابت در ذهن و غير ثابت در ذهن نيز تقسيم مىكنيم . از طرف ديگر ، « لا ثابت در ذهن » خودش ثابت در ذهن است ، زيرا مقتضاى تقسيم ذهنى آن است كه همهء اطراف تقسيم ، در ذهن موجود بوده و ثبوت ذهنى